مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

320

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

يزيد نوشت : « او نه فرمانبردارى از ما را وظيفه خود مىداند و نه بيعت با ما را » « 1 » ؛ و يزيد از سخن او به شدت خشمگين شد - وى هرگاه خشمگين مىشد چشمانش بر مىگشت و لوچ مىشد - و خطاب به او چنين نوشت : « از عبدالله ، يزيد ، - اميرالمؤمنين به وليد بن عتبه . اما بعد ، چون اين نامه به تو رسيد ، براى تأكيد يك بار ديگر از مردم مدينه بيعت بگير ؛ و عبدالله بن زبير را واگذار كه مادامى كه زنده باشد ، هرگز از چنگ ما رهايى نيابد . سر حسين بن على بايد با پاسخ اين نامه همراه باشد . اگر چنين كنى به تو مهترى مىبخشم و نزد من جايزه‌اى بزرگ و دولت و نعمت فراوان دارى ، والسلام » « 2 » بر فرض اين كه والى مدينه ، وليد بن عتبه - فرمان يزيد را دربارهء قتل امام عليه السلام اجرا نمىكرد - تاريخ نقل مىكند كه پس از دريافت نامه يزيد گفت : نه به خدا سوگند ، خدا نكند كه من قاتل حسين بن على باشم . اگر يزيد همه دنيا را يك جا به من بدهد ، پسر دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نخواهم كشت - « 3 » امويان ديگرى امثال مروان بن حكم و امثال او بودند كه اين فرمان را اجرا كنند . بهترين گواه آن درگيرى مسلحانه‌اى است كه نزديك بود ميان امويان به فرماندهى مروان بن حكم و بنىهاشم ، در روز دفن امام حسن عليه السلام روى دهد . اما تأمل در اين موضوع نشان مىدهد كه اموىها به جاى آن كه امام حسين عليه السلام را با شيوه‌اى پيچيده ترور كنند و بعد به خود چهره‌اى بىگناه بگيرند ، رويارويى نظامى را انتخاب نمىكردند . زيرا در صورت ترور امام مىتوانستند خود را خونخواه وى قلمداد كنند و بدين وسيله در دل مردم جا باز كرده آنان را به سوى خود متمايل سازند . ميان اموىها كسانى اهل هوش و نقشه و تدبير بودند و كسانى هم نادان و نابخرد و گمراه . بدون شك هوشمندانشان - بر طبق روش معاويه در رها شدن از دشمنانش - روش ترور امام را بر روش رويارويى مسلحانه آشكار ترجيح مىدادند .

--> ( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 18 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان .